```php درمان اضطراب و افسردگی با ISTDP؛ مراحل و اثربخشی | کلینیک روانشناسی ستيا
ورود / عضویت شروع کن

درمان اضطراب و افسردگی با رویکرد ISTDP

اضطراب و افسردگی همیشه فقط مجموعه‌ای از افکار منفی یا نشانه‌های قابل مشاهده نیستند. گاهی فرد می‌داند حال خوبی ندارد، اما نمی‌تواند توضیح دهد چرا بدنش دائماً در تنش است، چرا در روابط نزدیک احساس خشم یا ترس می‌کند، یا چرا با وجود شناخت منطقی مسئله، همچنان در چرخه‌های تکراری باقی می‌ماند. در چنین شرایطی، ممکن است بخشی از هیجان‌ها خارج از آگاهی فرد باقی مانده باشند و از طریق اضطراب، بی‌حسی، خلق افسرده یا نشانه‌های جسمانی خود را نشان دهند.
درمان اضطراب و افسردگی با ISTDP بر شناسایی هیجان‌های تعارض‌آمیز، تنظیم اضطراب و بررسی دفاع‌های روانی تمرکز دارد.

روان‌درمانی پویشی فشرده کوتاه‌مدت یا ISTDP رویکردی از خانواده درمان‌های روان‌پویشی است که بر شناسایی هیجان‌های تعارض‌آمیز، تنظیم اضطراب و بررسی دفاع‌هایی تمرکز دارد که فرد برای دور شدن از احساسات دشوار به کار می‌گیرد. برخلاف روانکاوی کلاسیک که ممکن است فرایندی بلندمدت و کم‌ساختارتر باشد، در ISTDP درمانگر فعال‌تر است و آنچه در همان لحظه جلسه میان احساس، اضطراب و دفاع رخ می‌دهد را با دقت دنبال می‌کند.

در این مقاله بررسی می‌کنیم ISTDP چگونه اضطراب و افسردگی را توضیح می‌دهد، جلسات آن چگونه پیش می‌روند، برای چه افرادی می‌تواند مناسب باشد و شواهد علمی موجود درباره اثربخشی آن چه می‌گویند.

ISTDP چیست؟

ISTDP مخفف Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy است و در فارسی معمولاً «روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت» ترجمه می‌شود. این روش بر پایه اصول روان پویشی شکل گرفته، اما نسبت به بسیاری از درمان‌های تحلیلی سنتی، متمرکزتر، فعال‌تر و کوتاه‌مدت‌تر است.

در این رویکرد، درمانگر فقط درباره گذشته یا رویدادهای کودکی سؤال نمی‌کند. تمرکز اصلی بر این است که فرد در همین لحظه چه احساسی تجربه می‌کند، اضطراب او چگونه در ذهن و بدن ظاهر می‌شود و برای اجتناب از احساسات خود از چه دفاع‌هایی استفاده می‌کند.

برای مثال، مراجع ممکن است درباره رابطه‌ای آسیب زا صحبت کند، اما به‌جای تجربه خشم یا غم، ناگهان موضوع را عوض کند، شوخی کند، جزئیات بی‌اهمیت را توضیح دهد، بی‌حس شود یا دچار تپش قلب و فشار در قفسه سینه شود. در ISTDP، این تغییرها فقط حاشیه گفت‌وگو نیستند؛ آن‌ها اطلاعات مهمی درباره تعارض هیجانی فرد فراهم می‌کنند.

ISTDP یکی از رویکردهای فعال و کوتاه‌مدت در خانواده درمان‌های روانکاوی و روان درمانی روان پویشی است که بر تجربه هیجان، تنظیم اضطراب و شناخت دفاع‌های روانی تمرکز دارد.

ISTDP اضطراب را چگونه توضیح می‌دهد؟

از نگاه ISTDP، اضطراب همیشه بدون علت یا صرفاً محصول افکار غیرمنطقی نیست. گاهی اضطراب زمانی فعال می‌شود که یک هیجان مهم، مانند خشم، غم، عشق، نیاز به نزدیکی یا احساس گناه، به آگاهی نزدیک می‌شود اما فرد تجربه آن را خطرناک می‌داند.

برای مثال، فردی ممکن است در برابر رفتار ناعادلانه مدیر خود خشمگین باشد، اما از کودکی آموخته باشد که خشمگین شدن باعث طرد، تنبیه یا از دست دادن رابطه می‌شود. در نتیجه، خشم او مستقیماً تجربه نمی‌شود و به شکل اضطراب، انقباض عضلانی، نشخوار فکری یا علائم جسمانی ظاهر می‌شود.

درمانگر ISTDP تلاش می‌کند مشخص کند اضطراب مراجع از چه مسیری تخلیه می‌شود و آیا فرد در آن لحظه توانایی تحمل و پردازش هیجان را دارد یا ابتدا باید اضطراب او تنظیم شود. این ارزیابی اهمیت زیادی دارد، زیرا فشار بیش از ظرفیت فرد برای مواجهه با هیجان می‌تواند باعث آشفتگی بیشتر شود.

افسردگی از دیدگاه ISTDP

افسردگی دلایل متعددی دارد و نمی‌توان آن را فقط به سرکوب هیجان نسبت داد. عوامل زیستی، اجتماعی، رابطه‌ای، شناختی و محیطی همگی ممکن است در شکل‌گیری آن نقش داشته باشند. با این حال، ISTDP در برخی افراد به بررسی این موضوع می‌پردازد که آیا هیجان‌های تجربه‌نشده یا تعارض‌های درونی در تداوم خلق افسرده نقش دارند یا نه.

برای مثال، فرد ممکن است خشم خود را نسبت به دیگری احساس نکند و آن را علیه خود برگرداند. نتیجه می‌تواند به شکل خودانتقادی، احساس بی‌ارزشی، ناامیدی یا گناه شدید ظاهر شود. فرد دیگری ممکن است برای حفظ روابط، سال‌ها نیازها و احساسات خود را نادیده گرفته باشد و به‌تدریج احساس بی‌انرژی بودن، پوچی یا قطع ارتباط با خود را تجربه کند.

پژوهش‌هایی درباره افسردگی مقاوم به درمان نشان داده‌اند که ISTDP می‌تواند با کاهش نشانه‌های افسردگی، سرکوب هیجانی و عاطفه منفی همراه باشد. با این حال، شواهد موجود هنوز محدودتر از برخی درمان‌های پرمطالعه‌تر است و همه افراد مبتلا به افسردگی لزوماً گزینه مناسبی برای این رویکرد نیستند.

درمان اضطراب و افسردگی با ISTDP بر شناسایی هیجان‌های تعارض‌آمیز، تنظیم اضطراب و بررسی دفاع‌های روانی تمرکز دارد.

رابطه احساس، اضطراب و دفاع در ISTDP

یکی از چارچوب‌های اصلی ISTDP بررسی ارتباط میان سه مؤلفه است:

  • احساس: هیجانی که در پاسخ به یک موقعیت یا رابطه فعال شده است؛ مانند خشم، غم، عشق یا گناه.
  • اضطراب: واکنش روانی یا جسمانی‌ای که هنگام نزدیک شدن به هیجان تجربه می‌شود.
  • دفاع: راهی که ذهن برای دور شدن از هیجان یا کاهش اضطراب به کار می‌گیرد.

برای مثال، فردی از بی‌توجهی شریک عاطفی خود ناراحت است. احساس اصلی او ممکن است ترکیبی از خشم و غم باشد. نزدیک شدن به این احساس‌ها اضطراب ایجاد می‌کند و فرد برای فاصله گرفتن از آن‌ها، سکوت می‌کند، خود را سرزنش می‌کند یا رفتار طرف مقابل را بیش از حد تحلیل می‌کند.

در ISTDP، هدف حذف تمام دفاع‌ها نیست. دفاع‌ها زمانی شکل گرفته‌اند که فرد برای محافظت از خود به آن‌ها نیاز داشته است. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که این شیوه‌ها در زمان حال انعطاف‌ناپذیر شوند و مانع تماس فرد با احساس، تصمیم‌گیری یا برقراری رابطه سالم شوند.

فرایند درمان اضطراب و افسردگی با ISTDP چگونه است؟

جلسات ISTDP معمولاً با بررسی مسئله‌ای آغاز می‌شوند که مراجع را به درمان آورده است. درمانگر تلاش می‌کند مسئله را به یک هدف روشن تبدیل کند؛ برای مثال کاهش حملات اضطرابی، درک علت کناره‌گیری در روابط یا بررسی خودانتقادی شدید در افسردگی.

در ادامه، توجه به تجربه لحظه‌ای مراجع افزایش می‌یابد. درمانگر ممکن است بپرسد:

«وقتی درباره این اتفاق صحبت می‌کنید، در حال حاضر نسبت به او چه احساسی دارید؟»

اگر مراجع از پاسخ مستقیم فاصله بگیرد، درمانگر بررسی می‌کند چه چیزی مانع تجربه احساس شده است. ممکن است اضطراب افزایش یافته باشد یا دفاعی مانند عقلانی‌سازی، تغییر موضوع، بی‌تفاوتی یا خودسرزنشگری فعال شده باشد.

شدت مداخلات باید متناسب با ظرفیت روانی مراجع تنظیم شود. در برخی افراد درمانگر می‌تواند مستقیم‌تر با دفاع‌ها کار کند، اما در افرادی که اضطراب شدید، آسیب‌پذیری بالا یا دشواری در تنظیم هیجان دارند، ابتدا فرایند درمان بر افزایش ظرفیت، تنظیم اضطراب و ایجاد احساس امنیت متمرکز می‌شود.

به همین دلیل، ISTDP فقط «مواجه کردن فرد با احساسات سرکوب‌شده» نیست. اجرای حرفه‌ای آن به ارزیابی مستمر وضعیت مراجع و تنظیم دقیق مداخله نیاز دارد.

نمونه‌ای از یک موقعیت درمانی

فردی را در نظر بگیرید که با اضطراب، بی‌خوابی و خلق افسرده به مشاوره فردی مراجعه کرده است. او در محیط کار مسئولیت‌های زیادی بر عهده دارد، به درخواست دیگران به‌سختی نه می‌گوید و وقتی همکاران از او سوءاستفاده می‌کنند، بیشتر خود را سرزنش می‌کند.

در جلسه، وقتی درمانگر درباره احساس او نسبت به همکارش سؤال می‌کند، مراجع ابتدا می‌گوید:

«شاید تقصیر خودم است. باید بهتر برنامه‌ریزی می‌کردم.»

درمانگر متوجه می‌شود که مراجع به‌جای صحبت درباره رفتار همکار، به‌سرعت خود را مقصر می‌داند. با تمرکز بیشتر بر موقعیت، مراجع ابتدا اضطراب را به شکل فشار در قفسه سینه تجربه می‌کند و سپس متوجه خشم خود می‌شود.

هم‌زمان با خشم، احساس گناه و ترس از طرد شدن نیز فعال می‌شود. او در کودکی آموخته است که اعتراض کردن می‌تواند به قطع رابطه یا تنبیه منجر شود. بنابراین در بزرگسالی نیز خشم را متوجه خود می‌کند و به‌جای تعیین مرز، احساس بی‌ارزشی و افسردگی پیدا می‌کند.

تحلیل روانشناختی این موقعیت

در این نمونه، درمانگر صرفاً به مراجع توصیه نمی‌کند که «نه گفتن را تمرین کند». مسئله فقط کمبود یک مهارت نیست؛ فرد از نظر هیجانی اعتراض و مرزبندی را خطرناک تجربه می‌کند.

درمان به او کمک می‌کند ارتباط میان خشم، اضطراب، احساس گناه و خودسرزنشگری را بشناسد. وقتی فرد بتواند خشم را بدون آسیب زدن به خود یا دیگری تجربه و تنظیم کند، احتمال بیشتری دارد که در زندگی واقعی نیز مرزهای روشن‌تری تعیین کند.

این تغییر ممکن است به کاهش اضطراب و خلق افسرده کمک کند، زیرا انرژی روانی کمتری صرف سرکوب احساس و حمله به خود می‌شود.

ISTDP چه تفاوتی با CBT دارد؟

در درمان شناختی رفتاری یا CBT، تمرکز معمولاً بر شناسایی افکار ناکارآمد، اصلاح باورها، تغییر رفتار و تمرین مهارت‌های مشخص است. درمانگر ممکن است به فرد کمک کند پیش‌بینی‌های اضطرابی خود را آزمایش کند، فعالیت‌های مرتبط با افسردگی را افزایش دهد یا مواجهه رفتاری انجام دهد.

در ISTDP تمرکز بیشتری بر تجربه هیجان، دفاع‌های روانی، تعارض‌های ناهشیار و رابطه درمانی وجود دارد. درمانگر بررسی می‌کند فرد چگونه از احساسات خود فاصله می‌گیرد و این الگو چگونه اضطراب، افسردگی یا مشکلات رابطه‌ای را حفظ می‌کند.

هیچ‌یک از این رویکردها برای همه افراد بهترین انتخاب نیستند. انتخاب درمان باید بر اساس نوع مشکل، ترجیح مراجع، ساختار شخصیت، شدت علائم، تجربه‌های قبلی و ارزیابی متخصص انجام شود. درمان‌های روان‌پویشی کوتاه‌مدت برای افسردگی و برخی اختلالات اضطرابی پشتوانه پژوهشی دارند، اما کیفیت و گستردگی شواهد در تشخیص‌ها و مدل‌های مختلف یکسان نیست.

ISTDP چه تفاوتی با روانکاوی کلاسیک دارد؟

هر دو رویکرد به فرایندهای ناهشیار، تجربه‌های اولیه و الگوهای رابطه‌ای توجه دارند، اما شکل اجرا متفاوت است.

در روانکاوی کلاسیک، جلسات معمولاً پرتعدادتر و فرایند درمان طولانی‌تر است. تداعی آزاد، تحلیل انتقال، رؤیاها و تعارض‌های ناهشیار نقش مهمی دارند.

ISTDP معمولاً متمرکزتر است و درمانگر نقش فعال‌تری در شناسایی دفاع، تنظیم اضطراب و نزدیک شدن به احساسات دارد. توجه زیادی نیز به نشانه‌های جسمانی اضطراب و آنچه در همان لحظه جلسه اتفاق می‌افتد می‌شود.

با این حال، «کوتاه‌مدت» بودن به معنای تعداد ثابت و محدود جلسات برای همه افراد نیست. مدت درمان بر اساس پیچیدگی مشکل، ظرفیت مراجع و هدف درمان متفاوت خواهد بود.

ISTDP برای چه افرادی می‌تواند مناسب باشد؟

ISTDP ممکن است برای افرادی مناسب باشد که:

  • اضطراب یا افسردگی آن‌ها با تعارض‌های هیجانی و رابطه‌ای همراه است؛
  • الگوهای تکرارشونده‌ای از اجتناب، خودسرزنشگری یا سرکوب احساس دارند؛
  • از نظر روانی آمادگی بررسی تجربه‌های درونی خود را دارند؛
  • درمان‌های قبلی آن‌ها به تغییر کافی منجر نشده است؛
  • علائم جسمانی مرتبط با اضطراب یا فشار روانی را تجربه می‌کنند؛
  • در روابط نزدیک میان نیاز به صمیمیت و ترس از آن گرفتار می‌شوند.

مطالعاتی درباره افسردگی مقاوم به درمان، اضطراب اجتماعی و برخی اختلالات جسمانی مرتبط با فشار روانی، نتایج امیدوارکننده‌ای گزارش کرده‌اند. با این حال، تعداد نمونه‌های برخی پژوهش‌ها محدود بوده و برای نتیجه‌گیری قطعی‌تر به مطالعات مستقل و بزرگ‌تر نیاز است.

چه زمانی ISTDP به‌تنهایی کافی نیست؟

در افسردگی شدید، خطر خودکشی، روان‌پریشی، مانیا، مصرف شدید مواد یا ناتوانی جدی در عملکرد روزمره، ارزیابی روانپزشکی اهمیت زیادی دارد. در چنین شرایطی ممکن است درمان دارویی، مراقبت نزدیک‌تر یا ترکیبی از مداخلات ضروری باشد.

همچنین برخی مراجعان پیش از مواجهه مستقیم با هیجان‌های شدید، به مرحله‌ای از تثبیت، آموزش مهارت‌های تنظیم هیجان و ایجاد امنیت نیاز دارند. درمانگر نباید صرفاً به دلیل نام «فشرده» این رویکرد، با سرعتی بیشتر از ظرفیت مراجع پیش برود.

مراجعه به صفحه روانپزشکی و همکاری میان روانشناس و روانپزشک در موارد پیچیده می‌تواند به طراحی درمان ایمن‌تر و جامع‌تر کمک کند.

شواهد علمی درباره اثربخشی ISTDP

یک مرور نظام‌مند و فراتحلیل در سال ۲۰۱۲، مطالعات مربوط به اختلالات خلقی، اضطرابی، شخصیت و مشکلات جسمانی را بررسی کرد و بهبودهایی در حوزه‌های مختلف گزارش داد؛ با این حال، نویسندگان و ارزیابان مستقل بر محدودیت کیفیت مطالعات و نیاز به پژوهش‌های کنترل‌شده‌تر تأکید کرده‌اند.

در یک کارآزمایی تصادفی درباره افسردگی مقاوم به درمان، درمان زمان‌محدود ISTDP نسبت به درمان معمول نتایج بهتری نشان داد و پیگیری ۱۸ماهه نیز تداوم بخشی از دستاوردها را گزارش کرد. با این حال، تعمیم نتایج به همه درمانگران، فرهنگ‌ها و مراکز درمانی نیازمند احتیاط است.

مطالعات کوچک‌تر درباره اضطراب اجتماعی نیز کاهش علائم را گزارش کرده‌اند، اما حجم نمونه محدود است. بنابراین توصیف دقیق‌تر این است که ISTDP رویکردی امیدوارکننده و دارای پشتوانه پژوهشی رو به رشد است، نه اینکه برای همه انواع اضطراب و افسردگی درمان قطعی یا برتر باشد.

چگونه درمانگر ISTDP انتخاب کنیم؟

فقط استفاده از عنوان ISTDP برای ارزیابی صلاحیت درمانگر کافی نیست. بهتر است درمانگر:

  • تحصیلات معتبر در روانشناسی یا روانپزشکی داشته باشد؛
  • آموزش تخصصی و سوپرویژن در ISTDP دیده باشد؛
  • توانایی ارزیابی اضطراب و ظرفیت هیجانی مراجع را داشته باشد؛
  • درباره محدودیت‌ها و گزینه‌های جایگزین درمان شفاف باشد؛
  • در صورت نیاز، مراجع را برای ارزیابی روانپزشکی ارجاع دهد؛
  • سرعت درمان را با ظرفیت مراجع هماهنگ کند.

در صفحه درمانگران ستیا می‌توان زمینه تخصصی و رویکرد درمانی درمانگران را بررسی کرد و بر اساس مسئله اصلی، درمانگر مناسب‌تری انتخاب کرد.

جمع‌بندی

ISTDP رویکردی پویشی، هیجان‌محور و فعال است که به ارتباط میان احساسات، اضطراب و دفاع‌های روانی می‌پردازد. در این درمان، فرد فرصت پیدا می‌کند بفهمد چگونه از هیجان‌های دشوار فاصله می‌گیرد و این اجتناب چگونه می‌تواند اضطراب، خلق افسرده، علائم جسمانی یا مشکلات رابطه‌ای را حفظ کند.

هدف ISTDP صرفاً تخلیه هیجان نیست. درمان باید به فرد کمک کند احساسات را با ظرفیت مناسب تجربه کند، اضطراب خود را تنظیم کند و به‌جای دفاع‌های محدودکننده، پاسخ‌های سالم‌تر و انعطاف‌پذیرتری داشته باشد.

پژوهش‌ها برای افسردگی مقاوم به درمان و برخی مشکلات اضطرابی نتایج امیدوارکننده‌ای نشان داده‌اند، اما شواهد هنوز برای همه اختلال‌ها و همه گروه‌های مراجعان یکسان و قطعی نیست. انتخاب این رویکرد باید پس از ارزیابی تخصصی و با توجه به نیازهای فرد انجام شود.

درمان اضطراب و افسردگی با ISTDP می‌تواند برای افرادی مناسب باشد که نشانه‌های آن‌ها با تعارض‌های هیجانی، اجتناب از احساسات و الگوهای رابطه‌ای تکرارشونده همراه است.

افرادی که احساس می‌کنند اضطراب، افسردگی یا الگوهای تکرارشونده رابطه‌ای با هیجان‌های بیان‌نشده و تعارض‌های درونی ارتباط دارند، می‌توانند از طریق صفحه شروع کن برای دریافت مشاوره و انتخاب درمانگر متناسب با شرایط خود اقدام کنند.

سؤالات متداول

آیا ISTDP برای درمان اضطراب مؤثر است؟

ISTDP می‌تواند برای برخی انواع اضطراب، به‌ویژه زمانی که نشانه‌ها با اجتناب هیجانی و تعارض‌های رابطه‌ای مرتبط‌اند، کمک‌کننده باشد. با این حال، تعیین مناسب بودن آن به ارزیابی فردی نیاز دارد.

آیا ISTDP افسردگی را درمان می‌کند؟

پژوهش‌هایی در زمینه افسردگی، به‌ویژه افسردگی مقاوم به درمان، نتایج امیدوارکننده‌ای گزارش کرده‌اند؛ اما هیچ رویکردی برای تمام افراد نتیجه یکسانی ندارد و گاهی ترکیب روان‌درمانی و دارو لازم است.

ISTDP چند جلسه طول می‌کشد؟

تعداد جلسات ثابت نیست. عبارت «کوتاه‌مدت» به تمرکز و ساختار درمان اشاره دارد، اما مدت واقعی بر اساس شدت و پیچیدگی مشکل متفاوت است.

آیا در ISTDP درمانگر مراجع را تحت فشار قرار می‌دهد؟

درمانگر ممکن است دفاع‌ها و اجتناب‌ها را فعالانه بررسی کند، اما مداخله باید متناسب با ظرفیت مراجع باشد. فشار نامتناسب یا نادیده گرفتن آشفتگی مراجع با اجرای ایمن و حرفه‌ای این رویکرد سازگار نیست.

آیا ISTDP با دارودرمانی قابل انجام است؟

بله. در صورت نیاز، ISTDP می‌تواند همراه با درمان دارویی انجام شود. تصمیم درباره دارو باید توسط روانپزشک و بر اساس وضعیت بالینی فرد گرفته شود.

تفاوت ISTDP با روانکاوی چیست؟

ISTDP از اصول روان‌پویشی استفاده می‌کند، اما معمولاً متمرکزتر و فعال‌تر است و توجه ویژه‌ای به تجربه لحظه‌ای هیجان، اضطراب و دفاع‌های روانی دارد.

منابع معتبر «درمان اضطراب و افسردگی با رویکرد ISTDP»

  1. Abbass, A., Town, J., & Driessen, E. (2012).
    Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy: A Systematic Review and Meta-analysis of Outcome Research.
    Harvard Review of Psychiatry, 20(2), 97–108.
    منبع اصلی برای بررسی شواهد ISTDP در اختلالات خلقی، اضطرابی، شخصیتی و مشکلات جسمانی. این مرور نتایج امیدوارکننده‌ای گزارش می‌کند، اما بر نیاز به پژوهش‌های کنترل‌شده‌تر نیز تأکید دارد.
  2. Abbass, A. (2016).
    Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy.
    منبع مناسب برای تعریف ISTDP و توضیح نقش هیجان‌های ناهشیار، اضطراب، مقاومت و دفاع‌های روانی در این رویکرد.
  3. Abbass, A. A., Town, J. M., & Driessen, E. (2013).
    Key Clinical Processes in Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy.
    برای بخش مربوط به فرایند درمان، تجربه هیجان، تنظیم اضطراب و بررسی دفاع‌های روانی در جلسه.
  4. Frederickson, J. J., et al. (2018).
    Dysregulated Anxiety and Dysregulating Defenses: Toward an Emotion Regulation Informed Dynamic Psychotherapy.
    برای توضیح انواع مسیرهای اضطراب، ظرفیت تحمل هیجان و ضرورت تنظیم شدت مداخلات متناسب با وضعیت مراجع.
  5. Town, J. M., Abbass, A., Stride, C., & Bernier, D. (2017).
    A Randomised Controlled Trial of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy for Treatment-Resistant Depression: The Halifax Depression Study.
    Journal of Affective Disorders.
    کارآزمایی تصادفی درباره کاربرد ISTDP در افسردگی مقاوم به درمان و مقایسه آن با درمان معمول.
  6. Town, J. M., Abbass, A., Stride, C., Nunes, A., Bernier, D., & Berrigan, P. (2020).
    Efficacy and Cost-Effectiveness of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy for Treatment-Resistant Depression: 18-Month Follow-Up of the Halifax Depression Trial.
    Journal of Affective Disorders, 273, 194–202.
    برای بخش ماندگاری نتایج درمان و پیگیری بلندمدت بیماران مبتلا به افسردگی مقاوم به درمان.
  7. Lilliengren, P., Johansson, R., Town, J. M., Kisely, S., & Abbass, A. (2017).
    Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy for Generalized Anxiety Disorder: A Pilot Effectiveness and Process-Outcome Study.
    Clinical Psychology & Psychotherapy, 24(6), 1313–1321.
    منبع مناسب برای بخش کاربرد ISTDP در اختلال اضطراب فراگیر؛ مطالعه اثربخشی است و کارآزمایی تصادفی نیست.
  8. Rahmani, F., Abbass, A., Hemmati, A., Mirghaed, S. R., & Ghaffari, N. (2020).
    The Efficacy of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy for Social Anxiety Disorder: Randomized Trial and Substudy of Emphasizing Feeling Versus Defense Work.
    The Journal of Nervous and Mental Disease, 208(3), 245–251.
    برای بخش کاربرد ISTDP در اضطراب اجتماعی و نقش کار با احساس و دفاع.
  9. Caldiroli, A., et al. (2020).
    Efficacy of Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy in Mood Disorders: A Systematic Review.
    این مرور نتایج مثبتی برای کاهش نشانه‌های افسردگی گزارش می‌کند، اما به کوچک بودن نمونه‌ها و محدود بودن تعداد مطالعات تصادفی اشاره دارد.
```